iranphe.ir



ورزش برای سلامتی جیب!!

 

آیا ما دکتر، مهندس، تاجر یا هنرمند به دنیا می‌آییم؟ یا در مسیر زندگی است که به حرفه‌ای علاقه‌مند می‌شویم و به دنبال آن می‌رویم؟ این سوالی است که نه تا پایان این مطلب به آن پاسخی داده می‌شود، نه در جهان بیرون از این نوشته هم جواب دقیقی برای آن هست.

پدر و مادرهایی که فرزندانشان را به کلاس‌های جورواجور می‌برند، به امید آنکه آنها راه زندگی خود را بیابند لابد به اثر ژن بیشتر اهمیت می‌دهند تا والدینی که کودکان خود را در یک مسیر خاص قرار می‌دهند و با تشویق و تنبیه سعی می‌کنند آنها را وادار کنند به آن هدف برسند.


مثلا پدر و مادری که فرزندشان را به کلاس‌های هنری و ورزشی و حتی برنامه‌نویسی کامپیوتر می‌برند، مقایسه کنید با آنها که صرفا فرزندشان را برای یادگیری یک رشته به کلاس‌های فوق العاده می‌فرستند.

دکتر کیت کافمن، روانشناس است و می‌گوید تحقیقات نشان می‌دهد مثلا در ورزش، مجموعه‌ای از عوامل بیرونی (مانند جدیت در تمرین) و عوامل درونی مثل ژن، افراد را به ورزشکارانی موفق بدل می‌کند.

ی‌کنند، چندان به دنبال یافتن پاسخی برای این سوال نیستند که طبیعت افراد یا تربیت، کدامیک عامل رشد در یک رشته ورزشی است. والدین از او می‌خواهند به آنها راه‌های بهتری برای تشویق و ترغیب یاد بدهند تا فرزندانشان را به رشته ورزشی خود بیشتر علاقه‌مند کنند.

دکتر کافمن، به صورت تخصصی با ورزشکاران کار می‌کند. چه آنها که حرفه‌ای بوده‌اند و چه آنها که می‌خواهند حرفه‌ای شوند و چه آنها که به زور پدر و مادر باید در مسیر حرفه‌ای شدن گام بردارند.

ورزش حرفه‌ای و تبعات آن تنها مختص به کسانی نیست که در لیگ حرفه‌ای بازی می‌کنند.

جوانانی که در رشته‌های مختلف ورزشی در سطح دانشگاهی بازی می‌کنند هم بابت بازی کردنشان پول می‌گیرند.

پولش هم بد نیست. گاهی این پول، هزینه‌های تحصیل و زندگی در طول دوره دانشگا‌ه‌شان را هم تامین می‌کند.

هزینه تحصیل در دانشگاه‌های عمومی در آمریکا به طور متوسط ۱۰ هزار دلار در سال است و در دانشگاه‌های خصوصی شهریه تا ۳۰ هزار و بیشتر هم می‌رسد. تازه این هزینه‌ تحصیل در دوره لیسانس است.

اگر خانواده‌ای یارای پرداخت چنین پولی را نداشته باشد و اگر نخواهد تا سال‌های سال شاهد قسط پرداختن فرزندش باشد (حتی بیش از یک یا دو دهه)، لابد باید آستین را بالا بزند و او را در مسیری بیندازد که بتواند بورسیه شود.

در آمریکا برای دانشگاه رفتن بورس‌های مختلفی هست و یکی از آنها بورس ورزشی است.

جف هولدا، مربی ورزش و معلم زبان انگلیسی در دبیرستانی در شهر گیترزبرگ ایالت مریلند است. او بورس‌های ورزشی را به سودی تشبیه می‌کند که پدر و مادرها با فرستادن فرزندان‌شان به کلاس‌های ورزشی برایش سرمایه‌گذاری می‌کنند.

آقای هولدا می‌گوید در اواخر دهه نود دبیرستانی وقتی خودش دبیرستانی بود با دوستانش در چند رشته ورزشی بازی می‌کردند «اما امروز، بچه‌هایی که ورزشکاران خوبی هستند در یک رشته متخصص می‌شوند.»

او می‌گوید حالا انگار «لذت بردن از ورزش» دیگر از دلایل اصلی ورزش کردن نیست.

دکتر کافمن هم مشاهده‌ای شبیه به این دارد. او می‌گوید این روزها دیدن کودکان پنج یا شش ساله‌ای که در ورزش رقابت‌جو هستند چندان عجیب نیست اما تا همین یکی دو دهه پیش وضع به این شکل نبود.

وقتی هم که ورزش وسیله‌ای برای لذت بردن نباشد و به حرفه بدل شود، به جای خوش کردن حال ورزشکار (در هر سنی) به عاملی برای فشار روحی مبدل می‌شود.

به گفته دکتر کافمن گاهی وقت و انرژی مصرف شده از پدر و مادرها برای رسیدگی به اوضاع ورزشی بچه‌ها، رفتن از این کلاس به کلاس دیگر و از این مسابقه به رقابتی دیگر سبب افزایش فشار بر کودک می‌شود.

و تازه، این تنها خانواده نیست که فشار روانی به کودکان می‌آورد تا در ورزش سرآمد شوند، جامعه هم ورزشکار بودن را می‌پسندد و همین به عامل دیگری برای فشار بر کودکان تبدیل می‌شود تا بیشتر و بهتر ورزش کنند.

به گفته این روانشناس، رقابت‌جو بودن با فشار روانی همراه می‌شود و اگر آن را با فشار جسمی حاصل از ورزش جمع کنیم، آن وقت با نوجوانانی روبه‌رو می‌شویم که در هفده سالگی، خستگی یک دوره ورزش حرفه‌ای را بر دوش دارند و تازه همان وقت که قرار است تلاش‌هایشان ثمر دهد، از ورزش کناره می‌گیرند.

دختر و پسر هم ندارد. دکتر کافمن می‌گوید که مراجعانش به طور مساوی از میان دختران و پسران هستند.

البته او می‌گوید این طور ورزش کردن اگر به اضطراب منجر نشود، حتما فوایدی هم دارد. از جمله سختکوشی و توانایی فعالیت زیر فشار.

در خبرنامه ما عضو شوید

دکتر حمید قاسمی

iranphe for your business with Joomla ready to go. Launch your online home with iranphe.ir.